شرف الدين على يزدى
1084
ظفرنامه ( فارسى )
و چون حسن اهتمام حضرت صاحبقران دينپرور دربارهء محافظت مساجد و بقاع خير بسيار بود ، امير شاه ملك را بفرستاد تا جامع بنى اميه را از آسيب آتش صيانت نمايد . و چون سقف آن نيز از چوب و قطعههاى اسرب به جاى بام اندود ، بر بالاى آن زده ، در آن وقت پرتو شعلهء قهر الهى بر آن ديار تافته بود ، هرچند لشكريان كوشش زيادت كردند ، آتش قهر افروختهتر گشت تا به حدى كه منار شرقى آن مسجد مجموع از سنگ برافراخته بودند ، تمام خاكستر گشت « 1 » و فروريخت ، مگر منار عروس كه به لسان نبوت به منار بيضا مذكور شده و وعده رفته كه حضرت مسيح - على نبينا و عليه الصلاة و السلام - بدان منار نزول خواهد فرمود ، چه با وجود آنكه اصلش از چوب است و ظاهر آن را به گچ اندوهاند ، به سلامت بماند . و چون دمشق به كلى بسوخت و آنچه در آنجا بود ، به تاراج رفت ، و ساير ولايات شام « 2 » را تاخته بودند و غارتيده ، رأى صوابنماى جهانآراى خسرو گيتىگشاى عزم مراجعت تصميم فرمود و اشارت عليّه از موقف مرحمت صدور يافت كه اسيران « 3 » دمشق و ساير ولايات شام را رها كنند و جلال الاسلام مأمور شد كه به اتمام آن مهم قيام نموده ، همه را جمع آورده ، به درون شهر دمشق رساند . برحسب فرموده به نفاذ پيوست . [ نظم ] قصه بسيار است و ثبتش ناگزير * خامهء توفيق بادم دستگير تا كنم ز آثار اين گيتىستان * پر ز گوهر دامن آخر زمان صورتى كآثار اين دولت گذاشت * دولتى ديگر چنين قوت نداشت گرچه بسيار از افاضل پيش ازين * لفظپردازان معنى آفرين ضبط احوال سلاطين كردهاند * هم به نثر و هم به نظم آوردهاند كس به تاريخى نكرد از باستان * زين نمط تحقيق يكيك داستان گشته روشن صورت هر ماجرا * جمله تا چون بود و كى شد در كجا
--> ( 1 ) . الف : عامگستر گشت . ( 2 ) . م : شامى . ( 3 ) . ع : + ولايت .